تبليغاتX
کامران و هومن
هومن تنها دلیل تپش قلبم

سلام...بعد از مدتها امروز آپ کردم...راستش تا دقیقه  نود تصمیمم این بود آپ بعدی آپ خداحافظی باشه ...اون آپ خیلی وقته آمادس(!)...اما فعلاً اینکارو نمیکنم...چون میترسم ...میترسم همه مون این تصمیمو بگیریم...تصمیم اینکه بریم...تصمیم اینکه صحنه رو خالی کنیم...خالی بی کامران و هومن...

و  تو روزمرگی این دنیای شلوغ همدیگه رو گم کنیم...کامران و هومنو گم کنیم...عشقو گم کنیم...خودمونو گم کنیم...

نه...اینا اون چیزی نیست که من همیشه میخواستم...من با شما بودنو میخوام.....با فرشته ها بودنو...با خدا بودن...بخاطر همین این اپو خیلی غیر منتظره مینویسم...این آپ که تا یه ساعت پیش حتی به فکر تصور کردنشم نبودم...این آپو مینویسم تا این رشته بین فنا ادامه پیا کنه و تا بی نهایت برسه...ازتون خواهش میکنم بیاین همه این کارو بکینم...بیاین بنویسیم به یاد صمیمیت گذشته ...بنویسیم به یاد عشق گذشته ...بنویسیم به یاد کامران و هومن...بنویسیم به یاد ، به یاد تموم چیزایی که از گذشته یادمون مونده...

 این شعرو تقدیم میکنم به کامران و هومن عزیزم و فنای ماهشون:

امشب از نیمه گذشته و چشام بازه هنوز

امشبم واسه دلم غم تنها همرازه هنوز

هوای اتاق چه سرده ،دل من اما آتیش

یهو یاد قدیما افتادم اون سالای پیش

میدونم که یادته آلبوم سیندرلا رو

آره یه دنیا دیدن دو تا جوون رعنارو

دوتا از فرشته ها بودین و از همه سرین

بخدا شما از اون فرشته ها هم بهترین

تو میخوندی از شاهی که عاشق سیندرلاس

از اونی که رنگ چشماش آبی رودخونه هاس

تو میخوندی از لی لی ، اون لی لی نامهربون

تو میگفتی ای خدا برس به داد دلمون

اون روزای عاشقی و اون صدای فریادت

میدونم تنگ غروب هنوز نرفته از یادت

تو از اون میخواستی که تورو ببخشه یادته؟

گفتی جا مونده تو قصر اون لنگه کفشه!یادته

من چقد دوس داشتم اون زحمتکش صاف ساده رو

همونی که تو میگی باعث افتخاره رو

یادمه میخوندی که خوشکله و ایرونیه

فکر میکردم سوگلی سمبل مهربونیه

اما نه اون یه خائن بود ،از وفا نکرد یادی

از همون روز بود که عشقو تو به من نشون دادی!

تو میخوندی از همون نیمکت و اون یادگاری

از اونی که هرچی میخواد میری واسش میاری

تو میخوندی از اونی که «کت منم» داره هواشو

هنوزم خیلی میترسم وقتی میشنوم صداشو

طبله و همبون و دخت بندرو بندریا

وقتی که داشتی میخوندی همه جمع بودن یه جا!

تو میگفتی که ناب لباش شراب شیرازه

تنشم داغتر از اون تابستونای اهوازه

 واسه اون حتی گذشتی تو از این نمره ی بیست

تو خودت ازش میپرسیدی:اگه عشق تو نیست...

تو میگفتی اگه اون بیاد میرین یه جای دور

تو میگی نقاشی شو خدا کشید با آب و نور

تو میخوندی از اونی که تورو برد تا به بهشت

اومدو اسمتو روی سردر بهشت نوشت

بعدشم خوندی که اون بهشتو آورد رو زمین

چه قشنگ بهش میگفتی :(تو فقط بگو همین)!

حتی اعتراضاتو با احترام ادا میکردی

بیوفا ییشو چه راحت به سرش فدا میکردی

تو میگفتی که اگه نباشی اون خواب نداره

واسه رفتن توی رویاش شبا مهتاب نداره

تو میگی که اون فقط کارای خوبو بلده

اینروزا بهش میگی مگه فرشته هم بده؟!

نگو....میدونم نگاش آتیش میزد جون تورو

تو میخواستی ببینه حال پریشون تورو

خودتو گول میزدی با قافیه بازی میکردی

هر روزم چند ساعتی دنبال دفترت میگردی .....

هوا صبح شده میدونم روی دفتر کلی نوره

فکر من اما هنوز تو اون روزای خیلی دوره

شب تموم شد اما غصه هام بازم پیشم نشستن

اونا از دست تو و عشقتو صبر من چه خستن

اونا میخوان نا امید شم به دلم هجوم بیارن

اونا چشم دیدن تورو توی دلم ندارن

اما باز تویی تو قلبم تا که کور شن از حسودی

روزی صد بار این غما بهت میگن کاشکی نبودی

باز بخاطرت می جنگم گرچه دستات خیلی دوره

بازم هر شعری میخوای بخون دلم خیلی صبوره...

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 14:12  توسط کژال   | 

 

تولد کامران و هومن عزیز مبارک

بازم بوسه و شادی بازم گلای میخک

کهنه نمیشه میگن ...تولـــدت مبارک

تو این روز طلایی تواومدی به دنیا

وجود پاکت اومد به جمع خلوت ما

تو تقویما نوشتیم تو این روز و تو این ماه

از آسمون فرستاد خــــــدا دو مـــــاه زیبا

تو این روز پراز عشق،با خنده تو شکفتی

با گریه های نازت به دنیا "بله" گفتی!

سلام...

برخلاف آپ قبلی اینبار یه سلام از روی شادی...یه سلام از روی اشتیاق...یه سلام آذری!!!!!

و یه خوش آمد به دو تا فرشته که تو این روزای قشنگ به دنیا بله گفتن!!!به دنیا اومدن تا خورشید و آسمون ادعای مهربونی نکنن...به دنیا اومدن تا ماه به زیباییش شک کنه... به دنیا اومدن تا با آرامششون رو دست دریا بزنن...به دنیا اومدن تا به شبنما پاک بودنو یاد بدن....آره به دنیا اومدن تا بگن:آدم می تونه بد باشه...مگه فرشته هم بده؟؟؟؟؟

 

جالبه اگه بگم این اولین آپیه که نمیدونم توش چی باید بنویسم!!!!!اولین باریه که جمله ساختن واسم سخته!!!!!آخه هر چی از این روزا بگم همه میدونن...و اگه نگم ؛باز نمیشه چون این روزا کلی گفتنی داره...کلی شادی داره...مگه سالی چند بار دوم و چهارم آذر داریم؟؟؟؟؟

مگه تو دنیا چند تا کامران و هومن داریم؟چند تا فرشته داریم؟از شهریور امسال شاید باورتون نشه همش انتظار این روزا رو میکشیدم...همش یه استرس عجیب داشتم... با وجود چهار ماه فرصت وحشت زده بودم که چطوری میشه تو این مدت برسم کارای تولدو انجام بدم؟چند بار تصمیم گرفتم آپ نکنم...با این دلیل که هیچ آپی هر چقدرم قشنگ نمیتونه راضیم کنه که بعد از آپدیت کردن وب یه نفس راحت بکشمو با خیال راحت زل بزنم به مطلب و عکسا!!!!!

بعد کلی از دست خودم عصبانی میشدمو دقیقاً حرفایی رو میزدم که اون بالا نوشتم....مگه ما چند تا کامران و هومن داریم؟و!!.....

تا اینکه چهار ماهم تبدیل به چهار هفته و بعدش چهار روز شد ومن هنوزم با خودم درگیر بودم!!!!!بجای اون همه فهرست نویسی و برنامه ریزی دقیق ساعتی و دودوتاچار تا کردن چهار ماه تموم فقط دور خودم گشته بودم بدون هیچ کار مفیدی...چند بار اونقدر واسه آپ کردن نا امید شدم که گریم گرفت...از خودم بدم میومد...ولی بعدش میگفتم از پس اینم بر میام چون این سخت ترین نبوده...وقتی با اون همه دردسر تونستم طلسم یه ساله ی آپ کردنو بشکنم این یکی ام شدنیه...

دیدم بجای اینکه بخوام آپ ادبیاتی بکنم و از برنامه ریزی های مفید و از قبل تعیین شده حرفی بزنم و واسه آپ تولد آسمون ریسمون ببافم! بهتره عین حقیقتو بگم که شد اینایی که الان دارین میخونین...!!!!!

یه کیک خیلی خوش طعم با چند تا شمع روشن

یکی بــرای کامران ..... یـــکی بــرای هومن!!!

الهی که هزار سال این روزو جشن بگیریم

که این دوشاخه یاس و به دست ما سپردن

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 20:26  توسط کژال  

خب دوم آذر تولد هومن عزیز تر از جونم و چهارم آذر تولد کامران مهربونم و به خودشون ،پدر و مادر گل شون ،به کتی جون و مهمترازهمه به شما فنای ماهشون تبریک میگم...

همین طور که میدونین آلبوم کنسرت تعطیله بزودی وارد بازار میشه و البته اینو بگم که این آلبوم تا مارو جون به سر نکنه و به دیار باقی نفرسته نمیآد!!!!!آهنگ کنسرت تعطیله هم به احتمال خیلی زیاد بصورت انیمیشن باشه!!!!!

آهنگ فوق العاده ی کامران و هومن و ابی عزیز هم که این روزا وارد بازار شده .و بار دیگه نامبر وان بودن فرشته های ما ثابت شد...معلومه که وقتی احساس مریم و ملودیهای رامین عزیز روی صدای فرشته ها بشینه و کسی مثل ابی عزیز با اونا همصدا بشه حاصلش میشه همین چیزی که مطمئنم این روزا همه گوش میدین.حاصلش میشه همین هدیه ای که فرشته ها بخاطر تولدشون(!)به تموم فنای عاشق دادن .آره...حاصلش میشه یه سوال(!)

مگه فرشته هم بده؟؟؟؟؟

فرشته هایی که اونقدر خوبن که نمیدونن تنها مخاطب این اهنگ فقط و فقط میتونه دو نفر باشه و اونم خود کامران و هومنن.ترکیب بند این آهنگ حرف دل تموم فنای عاشقه...این آهنگ واسه کساییه که نمیتونن بفهمن کامران و هومن پاک تر از فرشته هان...واسه کسایی که همیشه از ما می پرسیدن چرا به کامران و هومن فرشته میگیم...سوالی که خود کامران و هومن به اون جواب میدن:آخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده...؟آدم میتونه بد بشه مگه فرشته هم بده؟؟؟...

 

امروز قبل از آپدیت کردن وب یه سری به وبلاگ قبلیم زدم...نمیدونم چرا هنوزم بیشتر از این وب دوسش دارم...شاید به این دلیل که تک تک آپا, عکسا ،شعرا و نظراش واسم خاطره اس...اون حتی فیلتر شدنشم خاطره بود...!!!!!

اون وبلاگ فیلتر شد چون تولد کامران و هومنو جشن گرفته بود...فیلتر شد چون یه عده وقتی آپ تولد اونا رو میدیدن روزشون خراب میشد...شادیشون به هم میخورد.

آره فیلتر شد چون روی عنوانش با خط درشت نوشته شده بود:تولد کامران و هومن...!

ولی به یه خاطر از شون ممنونم بخاطر فیلتر کردن وب...ازشون ممنونم چون با این کارشون اونقدر منو تو ادامه دادن وب مصمم کردن که نگرانم یه روز واسه پسوند اسم وب عدد کم بیارم..ازشون ممنونم که کاری کردن که بیشتر و بهتر به خباثتشون پی ببرم...ازشون ممنونم که کاری کردن که تا ابد هرکی وبلاگو تو هر نقطه از دنیا وا کنه اولین چیزی که میبینه اینه:

تو خونه سبد سبد گلهای سرخ و میخک

کامی جون دوست دارم تولدت مبارک!!!

آره اونا با دستای خودشون رو چیزی که میخواستن واسه همیشه از بین ببرن مهر ابدیت زدن!!!!!به احتمال زیاد این وبلاگم فیلتر شه...هر سال همین روزا باز شروع میکنن به گشتن وبلاگا...نمیدونم اگه اینبار وبو ببینن چه حالی میشن؟؟؟

به هر حال اگه دارن اینو میخونن میگم:مهم نیست که وب قبلیمو،این وب و یا وبلاگای اینده رو فیلتر کنن...فقط میخوام بدونن با فیلتر کردن این وب یا وبای دیگه کار مهمی نمیکنن!!!چون در آینده بازم همین وبا رو با آدرسای سه چهار پنج و حتی مثبت بی نهایت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!مطمئن باشن میبینن.

 

 

 

تولدت عزیزم پر از ستاره بارون

پر از گلای میخک پر از آینه و شمدون

الهی که همیشه واسه تبریک این روز

بیان یه عالم عاشق...بیان هزار تا مهمون...

 

و همون طور که فکرکنم همه تون میدونین سایت رامین زمانی عزیز بزودی راه اندازی میشه و موضوعش هم در رابطه با کامران و هومن عزیزمون هستش...این سایت فعلاً درست مثل آلبوم کنسرت تعطیله ،تعطیله!!!!!!!!!و در صفحه ی اولش فقط میتونید تبلیغ آلبوم کنسرت تعطیله رو ببینین...

اینم آدرس سایت رامین عزیزبرای دوستایی که میخوان خودشون وب رو ببینن:

http://www.raminzamani.com

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 20:9  توسط کژال   | 

چه روزایی رو پشت سر گذاشتیم...نه روزای خوب ...روزایی که بهتره بگیم :برن دیگه برنگردن!!!!!

روزایی که ما فنا بودیم و یه جمعیت آدم که بحث داغ حرفاشون شده بود حرفایی که فرشته های ما از سر صداقت و نه از روی هیچ قصدی تو شبکه های امریکایی زده بودن...خیلی دلم میخواد نگم...ولی چند روز پیش یه اتفاقی افتاد که تصمیم گرفتم عقده های دلمو اینجا خالی کنم...امروز یکی از همکلاسیام که واقعاً نمیدونم از نفس کشیدنش چه هدفی رو دنبال میکنه یه اهنگ ازموبایلش گذاشته بود که دلم میخواست همون جا رو تبدیل کم به آرامگاهش...آهنگ مسخره ی دوتا از این رپرای بچه ی آشغالو گذاشته بود که ضد کامران و هومن میخونن...میدونم که همه این آهنگو شنیدین...

تا حالا از رو تعصبی که داشتم هیچ گاه این آهنگو گوش نمیدادم ولی امروز تصمیم گرفتم با وجودی که خیلی هیستریکم میکنه ولی یه بار گوش کنم ببینم چی میگن

...

اگر چه آپ تولده و نمیخوام با حرفای عصبی این جشنو خراب کنم ولی فقط و فقط بخاطر کامران و هومن مینویسم...وقتی آهنگو توی چند تا سایت دانلود دیدم اولش محترمانه خواستم لینکشو غیر فعال کنن...وقتی گوش ندادن واسشون با یه زبون دیگه ای ایمیل فرستادم!ولی تو جوابم نوشتن خیلی کار جالبیه و بهتره شمام دانلود کنین...و کلی به کامران و هومن حرف زده بودن...تا اینکه چند روز پیش تو قسمت نظرا دیدم یه نظر خصوصی اومده که نویسنده اسمش کامران وهومن بود...اون عوضیا مثلاً میخواسته بودن منو دست بندازن که باورم شه اونا واسه من نظر دادن...از زبون کامران و هومن مظلوم ما نوشته بودن ما چون اینهمه سال توی آمریکا زندگی کردیم حق بدین بتونیم آمریکایی باشیم و کلی چرندیات دیگه...

بد بختای بیچاره اونقدر هول شده بودن که یادشون رفته بود هیچ نشونه ای از خودشون بجا نذارن...ایمیلشون پایین نظر داشت به من لبخند میزد...

دیگه بهشون جواب ندادم تا امروز که میخوام همین جا بهشون جواب بدم چون میدونم بازم این طرفا میان که مثلاً ذوق زدگی منو از دیدن نظر فرشته ها ببینن!!!!!

همین جا به خواننده های اون اهنگ مسخره و پخش کننده هاشون میگم:

اولاً شماها متاسفانه نه عقلتون نه شعورتون در حدی نیست که حتی بخواین اسم کامرانو هومنو به زبون بیارین...آخه به شماهام میگن خواننده؟؟؟حیف این اسم نیست که هم رو کامران و هومن بزارن و هم روی شماها؟؟؟بهتر بود اسم شمارو میذاشتن:نعرنده...!!!

نمیدونم از این نظرای آماتوری تون چه هدفی داشتین ولی بدونین اگه خیلی سعادت داشته باشین و ستاره ی بختتون زیادی بدرخشه شاید فقط بتونین خاک زیر پای کامران و هومن باشین...توی آهنگتون که نشون دهنده ی شخصیت زیر صفرتونه گفتین که دیگه ایرانی بودنشون واسشون افسانه شده...!!!خنده داره ببین کی این حرفارو زده...ایرانی بودن یعنی چی؟؟؟راست میگین ایرانی بودن یعنی آهنگایی که تو هیچ شرایطی نشه گوششون داد جز توی تنهایی؟؟؟ایرانی بودن یعنی چرندیاتی که توی آهنگاتون میگین؟؟؟که هرکی بیشتر از این آهنگا بخونه درجه ی ایرانی بودنش بالاتره؟؟؟ایرانیا همیشه پشت سر هموطن غریبشون این جوری تعریف و افتخار میکنن؟؟؟ یعنی به زبون فارسی هر مزخرفی بخونین و بعد بگین من ایرنیم ...ببین فارسی میخونم؟؟؟آره ایرانی بودن یعنی حسادت به موفقیت همشهریت که بین هزار تا غریبه اس و باعث افتخارت شده؟؟؟

درسته با توصیفات بالا کامران و هومن ایرانی نیستن و نمـــــــــــی خوان باشن...

خدا رو هزار بار شکرکه کامران و هومن ایران نمیان...هرچقدرم ما واسشون دلتنگی بکشیم بهتره چون اگه بیان ایران معلوم نیست از اون چیز پاکی که تو ذهنشون از ایران ساختن چی می مونه؟چقدر می مونه؟خدا رو شکر هنوزم بعد از اینهمه سال دل خوشن که کشورشون یعنی سرچشمه ی ابهت...یعنی سرچشمه ی پاکی...خدا رو شکر هنوزم فکر میکنن ایرانیا مثل آرم فروهر هرجا برن قدمت شونو داد میزنن...آره خدا جون ممنون که کامران و هومن ایران نمیان.....

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 11:8  توسط کژال  

 

شعر تولد تقدیم به کامران و هومن عزیزم

 

روز تولدت شد و نیستم ولی کنار تو...

کاشکی میشد که جونمو هدیه کنم برای تو

درسته ما نمیتونیم این روزو پیش هم باشیم

بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم

دلم میخواد تو رویاهام برات یه جشن به پا کنم

نوبت هدیه که میشه من عمرمو فدا کنم

من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون

چراغای تو جشنمون ستاره های کهکشون

به جای شمع میخوام برات غمهاتو آتیش بزنم

هرکی که غصه تو بخواد تبر به هستی ش بزنم

تو غهماتو فوت کنی و منم فقط دعا کنم

مهمونای جشن تورو از ته دل صدا کنم:

»کهکشونا ، ستاره ها ، دریا و موج و ماهیا

پروانه ها و برکه ها ، بارون و قطره قطره ها،«

: امشب شب تولد بهونه ی قلب منه

اونی که با هر نفسش آتیش به جونم میزنه

امشب شب عزیزیه هم واسه من هم واسه اون

خدا اونو به هرکی که واسش عزیزه برسون...

کهکشونا ، ستاره ها مهمونای این شب خوب

فرشته های مهربون ، حتی تو ماه نقره کوب

چه روزایی که از دوریش مثل بارون زار میزدم

تو مرز دیوونه شدن قلبمو من دار میزدم

چه شبایی که با تو ماه از اون میگفتم ،یادته؟

به دریا گفتم آرومه....انگار دلش همزادته

کهکشونا شماها خوب شاهد رویاهام بودین

هرگاه روحم پیشش میرفت شماها هم باهام بودین

بهونه ی جمع شدن شماها دور هم اونه

اون شبیه آدما نیست ،مثل یه رویا می مونه

وقتی که فهمیدن اینه خیلیا دشمنش شدن

دشمـنن اما با نقاب عاشقتر از من ِش شدن

دلم میخواد حالا که اون شاده و توی جمع ماس

شاهد لحظه هامونم ، عزیز تر از همه ، خداس

بیایم واسش دعا کنیم:خدا تو این شب عزیز

شادی و ارزونی کن تو همه لحظه هاش بریز

بین اون برادرش همیشه وحدت بمونه ...

برای دشمناشونم یه کوه حسرت بمونه«...

دلم میخواد ستاره ها هر کی که هست تو مهمونی

اونقد واست دعا کنه که یاد این شب بمونی

تو طول جشن یه چیزی هست یه خرده اذیت میکنه

یه چیزی که فکر میکنه داره محبت میکنه!...

داره کلافم میکنه حرفای قلبمو میگم

داره یه ریز حرف میزنه ...من که بهش گوش نمیدم

انگار نمیخواد این شبم بی دردسر شاد بمونه

خودخواهه دوست داره شبم اونطور که میخواد بمونه

عاقلترم از اونی که بخوام بهش گوش بکنم

یا دردسر های دفعه قبلو فراموش بکنم

هرباری که حرف میزنه یه کاری دست من میده

حالام صدای هومنو تو جشن کنارم شنیده

ازم میخواد چیکار کنم؟؟؟نیگا تو چشمای هومن؟!!!

میگم ساکت شو حرف نزن این کار کار توهه نه من!!!

یه قطره اشک از تو چشام میافته روی دفترم

چند ساعته تو اتاقم...میچرخه خواب دور سرم

منم مث قطره ی اشک گم شدم از تو رویاهام

جشن هنوز هست اما به جات تنهاییا مونده باهام

 

خب عوضش حالا دیگه تو هستی و ستاره ها

جشن تولدت گلم عجب چه کیفی داره ها

دنیا کاری کرده فقط تو رویاها باهم باشیم

خوب میدونم نمیشه روش رنگ حقیقت بپاشیم

اما میدونم مهمونای جشن ما هرجا باشن

روز تولد زیر پات ستاره و نور میپاشن

نمیدونم شاید بشه شاید توهم نباشه

شاید یه روز پشت سرت حرفای مردم نباشه

شاید یه روزی برسه که دوریا فنا بشن

شاید یه روز غصه ها و شادیا جابجا بشن

شاید همین تولدو یه روز قشنگتر بگیریم

شاید منو فاصله ها اون روز کنارت بمیریم

امسال نشد....شاید سال بعد....شایدم من نباشم!

اون جوری لااقل میشه تولدت پیشت باشم.....

اما بدون وقتی دارم زیر پاهات گل میریزم

هزار دفعه میگم تولدت مبارک عزیزم

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 11:7  توسط کژال  

 

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ


www.irLearn.com